مذهبی
سلام به وب من خوش آمدید.
شنبه 14 بهمن 1391 :: 19:25 ::  نويسنده : bakhtiary54

مردى يهودى نزد حضرت اميرالمومنين عليه السلام آمده گفت : عددى به من بگو كه بدون كسرى 2/1 و 3/1 و 4/1 و 5/1 و 6/1 و 7/1 و 8/1 و 9/1 و 10/1 داشته باشد على عليه السلام به وى فرمود: اگر بگويم مسلمان مى شوى ؟
گفت : آرى . پس به وى فرمود: اضرب ايام اسبوعك فى سنتك
؛ روزهاى هفته ات را در سالت ضرب كن كه حاصل آن مطلوب توست .
و چون يهودى آن را صحيح يافت مسلمان شد.

شيخ بهائى در خلاصه الحساب  آورده : اگر عدد ماهها در روزهاى ماه و حاصل آن در روزهاى هفته ضرب شود عددى به دست مى آيد كه بدون كسرى بر همه اعداد ياد شده قابل قسمت است .
و نيز اگر مخرج اعدادى را كه حرف عين در آنها هست كه عبارتند از
ربع ، سبع ، تسع و عشر؛ يعنى چهار و هفت و نه و ده
در هم ضرب شوند حاصل عددى است كه بر تمام اعداد مذكور تقسيم مى شود .
برگرفته از كتاب قضاوتهاي حضرت علي عليه السلام

جمعه 13 بهمن 1391 :: 15:47 ::  نويسنده : bakhtiary54

قال حسين بن على سيد الشهدا عليهما السلام :

 اياك وما تعتذر منه ، فان المؤ من لايسيى ء ولا يعتذر، والمنافق كل يوم يسيى ء و يعتذر.(322)
بر تو باد بدورى كردن از كارى كه به عذر خواهى ناچار شوى ، بدرستيكه مؤ من نه خلاف مى كند و نه عذر مى خواهد ولى منافق همه روزه هم بد مى كند و هم عذر خواهى مى نمايد.

بپرهيز آنكه خواهى عذر بسيار ****شما را اين عمل نبود سزاوار
نه مؤ من بد كند نه عذر خواهد ****منافق دائم از بد عذر خواهد

چهارشنبه 11 بهمن 1391 :: 17:13 ::  نويسنده : bakhtiary54

قال رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم :

 لواجتمع الناس على حب على بن ابيطالب لما خلق الله النار.(320)
اگر مردم اجتماع مى كردند در محبت و دوستى على بن ابيطالب عليه السلام ، هرگز خداوند جهنم را خلق نمى كرد.

اگر خلق خدا بودند يكرنگ ****بحب مرتضى يك سر زدى چنگ
خداوند كريم از راه احسان ****نمى فرمود خلقت نارنيران

دوشنبه 09 بهمن 1391 :: 18:25 ::  نويسنده : bakhtiary54

قال رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم :

 مثل اهل بيتى مثل سفينة نوح ، من ركبها نجاومن تخلف عنها غرق .(318)
مثل اهل بيت من مثل كشتى نوح است ، كه هر كس در آن كشتى سوار شد نجات يافته ، و هر كس تخلف كند غرق مى شود.

مثال اهل بيت من در اين باب ****مثال كشتى نوح است غرق آب
زموجش چون سوار است او چه باك است ****تخلف جو در اين دريا هلاك است

شنبه 07 بهمن 1391 :: 19:21 ::  نويسنده : bakhtiary54

قال اميرالمؤ منين عليه السلام :

 لو ضربت خيشوم المومن بسيفى هذا على ان يبغضنى ما ابغضنى ، و لو صبيت الدنيا بجما تها على المنافق على ان يحبنى ما احبنى ، وذلك انه قضى فانقضى على لسان النبى الامى (ص ) انه قال : يا على لايبغضك مومن ، و لايحبك منافق .(316)
امام على (عليه السلام ) فرمود اگر با شمشير بر بينى مؤ من بزنم كه با من عداوت ورزد، چنين نخواهد كرد. و اگر هر آينه دنيا و همه چيز آن را در گلوى منافق بريزم كه مرا دوست بدارد، او هرگز مرا دوست نخواهد داشت . براى اينكه از رسول خدا شنيدم كه فرمود: يا على نيست دوست براى تو مگر مؤ من ، و كسى دشمن تو نيست مگر اينكه منافق باشد.

كه بشنيدم من از ختم رسولان ****كه او فرمود با من كى على جان
محبت نيست الا مؤ من پاك ****منافق بر شما باشد غضبناك

چهارشنبه 04 بهمن 1391 :: 20:38 ::  نويسنده : bakhtiary54
پیامبر پس از خدیجه تا آخر عمر خدیجه را فراموش نکرد و هر از چند گاهی از او تقدیر و تمجید می‏کرد. عایشه گفته است: «رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم از خانه بیرون نمی‏رفت مگر این که به نوعی از خدیجه یاد می‏کرد و از وی به نیکی ستایش می‏نمود. روزی او را به یاد آورد. رشک و حسد وجودم را فرا گرفت. گفتم آیا او بیش از یک پیرزن بود؟ خداوند زن بهتری به تو عطا فرموده است. پیغمبر خشمگین شد. آن گاه فرمود: سوگند به خدا، پروردگار بهتر از او را به من نداد. او به من ایمان آورد در هنگامی که مردمان به من کفر می‏ورزیدند. و از او به من فرزندانی عطا کرد در حالی که مرا از فرزندانِ دیگر زنان محروم نمود». عایشه گفت: «با خود گفتم دیگر هرگز خدیجه را به بدی یاد نخواهم کرد».
سخنان دانشمندان درباره خدیجه س
 

زبیر بن بکّار گفته است: خدیجه، در عصر جاهلیّت «طاهره» خوانده می‏شد.
هشام بن محمّد: رسول خدا خدیجه را دوست داشت و به او احترام می‏گذارد و در بعضی کارها با او مشورت می‏کرد. او وزیر صدق و راستی بود و نخستین زنی است که به پیامبر ایمان آورد و پیامبر تا وقتی‏که خدیجه زنده بود، هرگز همسر دیگری برنگزید. تمام فرزندانش بجز ابراهیم از خدیجه بودند.
رسول خدا صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلم فرموده است:
سمیّه قرّاعه گفته است: تاریخ در مقابل عظمت حضرت خدیجه سر فرود می‏آورد و در برابرش متواضعانه و دست بسته می‏ایستد.
مقام حضرت خدیجه س در بهشت

از فضیلت‏های حضرت خدیجه علیهاالسلام ، مقامی است در بهشت که از سوی خداوند به ایشان وعده داده شده است. پیامبراکرم صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله نیز بارها این مسئله را به خدیجه بشارت می‏داد و می‏فرمود: «در بهشت، خانه‏ ای داری که در آن رنج و سختی نمی‏بینی.» امام صادق علیه‏السلام نیز می‏فرماید: هنگامی که خدیجه وفات یافت، فاطمه خردسال بی‏تابی می‏کرد و گرد پدرش می‏گشت و سراغ مادر را از او می‏گرفت. پیامبر از این حالت دخت کوچکش بیشتر محزون می‏شد و دنبال راهی بود تا او را آرام کند. فاطمه همچنان بی‏تابی می‏کرد تا اینکه جبرئیل بر پیامبر نازل شد و فرمود: «به فاطمه سلام برسان و بگو مادرت در بهشت خانه ‏ای کنار آسیه، همسر فرعون و مریم، دختر عمران نشسته است.» هنگامی که فاطمه این سخن را شنید، آرام گرفت و دیگر بی‏تابی نكرد.
 

پدر حضرت خدیجه س خُوَیلد بن اسد و مادر او فاطمه دختر زائده است.
تولّد حضرت خدیجه علیهاالسلام سال 68 پیش از هجرت است. ازدواج مبارک خدیجه با وجود مبارک و نازنین حضرت محمّد صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله ‏وسلم هنگامی بود که 25 سال از عمر شریف پیامبر صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله‏ وسلم و چهل سال از عمر حضرت خدیجه علیهاالسلام می‏گذشت.

او از لحاظ نسب از همه زنان پیغمبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله ‏وسلم به پیغمبر نزدیک‏تر است. او در ماه رمضان سال دهم بعثت و اندکی پس از وفات حضرت ابوطالب درگذشت. پیغمبر او را در «حجون» دفن کرد و خود او را در قبر گذاشت.


فرزندان خدیجه س

در تعداد فرزندان حضرت خدیجه ، میان مورخان اختلاف است . به‏ گفته مشهور : ثمره ازدواج رسول خدا و خدیجه ، شش فرزند بود.
1- هاشم . 2- عبدالله . به این دو «طاهر» و «طیب‏»می‏گفتند . . 3- رقیه . 4- زینب 5- ام کلثوم . 6- فاطمه .
رقیه بزرگترین دخترانش بودو زینب ، ام کلثوم و فاطمه به ‏ترتیب پس از رقیه قرار داشتند . پسران خدیجه پیش از بعثت‏ پیامبر (ص) ، بدرود زندگی گفتند . ولی دخترانش ، نبوت پیامبر(ص) را درک کردند .
گروهی از محققان معتقدند : قاسم و همه دختران رسول خدا (ص)پس از بعثت ‏به دنیا آمدند و چند روز پس از پیامبر خدا (ص) به‏ مدینه هجرت کردند .


ادامه مطلب ...
چهارشنبه 04 بهمن 1391 :: 20:15 ::  نويسنده : bakhtiary54

قال رسوال الله صلی الله علیه و آله :انی رزقت بحب خدیجه سلام الله علیها

سه‌شنبه 03 بهمن 1391 :: 19:52 ::  نويسنده : bakhtiary54

قال ابوالحسن الثالت الامام على النقى عليه السلام :

 الدنيا سوق ربح فيها قوم و خسر آخرون .(312)
دنيا بازارى است كه يكدسته از مردم فايده مى برند و باقى گرفتار زيان و خسران خواهند شد.

بود دنيا چو بازار تجارت ****خلايق اندر آن گرم سياحت
گروهى برده در آن سود سرشار ****گروه آخر اندر آن زيانكار

 
 

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید