مذهبی
سلام به وب من خوش آمدید.
شنبه 25 خرداد 1392 :: 17:57 ::  نويسنده : bakhtiary54

روزي عايشه بر فاطمه (س) وارد شد، در حالي كه آن حضرت براي حسن و حسين (ع) با آرد و شير و روغن در ديگي غذاي حريره درست مي كرد. ديگ بر روي اجاق و آتش مي جوشيد و بالا مي آمد و فاطمه (س) آن را با دست خود هم مي زد.
عايشه با اضطراب و نگراني از نزد او بيرون آمده ، نزد پدرش ابوبكر رفت و گفت : اي پدر! من از فاطمه چيز شگفت آوري ديدم ، و آن اين كه دست به درون ديگي كه بر روي آتش مي جوشيد برده ، آن را به هم مي زد.
گفت : دختركم ! اين را پنهان كن كه كار مهمي است .
اين خبر به گوش پيامبر اكرم (ص) رسيد، بر بالاي منبر رفت و حمد و سپاس الهي را به جاي آورد، سپس فرمود:
همانا مردم ديدن ديگ و آتش را بزرگ شمرده و تعجب مي كنند. سوگند به آن كسي كه مرا به پيامبري برگزيد، و به رسالت انتخاب فرمود، همانا خداي عزوجل آتش را بر گوشت و خون و موي رگ و پيوند فاطمه حرام كرده است ، فرزندان و شيعيان او را از آتش دور نمود، برخي از فرزندان فاطمه داراي رتبه مقامي هستند كه آتش و خورشيد و ماه از آنها فرمان برداري كرده در پيش رويش جنيان شمشير زده ، پيامبران به پيمان و عهد خود درباره او وفا مي كنند زمين گنجينه هاي خودش را تسليم او نموده ، آسمان بركاتش را بر او نازل مي كند.
واي ، واي ، به حال كسي كه در فضيلت و برتري فاطمه شك و ترديد به خود راه دهد، و لعنت و نفرين خدا بر كسي كه شوهر او، علي بن ابي طالب را دشمن داشته به امامت فرزندان او راضي نباشد. همانا فاطمه ، خود داراي جايگاهي است و شيعيانش نيز بهترين جايگاهها را خواهند داشت . همانا فاطمه پيش از من دعا مي كند و شفاعت مي نمايد و شفاعتش مي نمايد و شفاعتش علي رغم ميل كساني كه با او مخالفت مي كنند، پذيرفته مي شود
فاطمه زهرا(س) شادماني دل پيامبر، ص 152.http://www.ghadeer.org

دوشنبه 20 خرداد 1392 :: 08:37 ::  نويسنده : bakhtiary54

اِياکَ وَ مصاحِبَةَ الشِّريرِ ، فَاِنَّهُ کالسَّيفِ المَسلولِ يُحسِنُ مَنظَرَه وَ يَقبَحُ اَثَره؛( مسندالامام الجواد،ص243(
 از همراهي و رفاقت با آدم شرور بپرهيز ،زيرا که او مانند شمشير برهنه است که ظاهرش نيکو و اثرش زشت است

دوشنبه 20 خرداد 1392 :: 08:33 ::  نويسنده : bakhtiary54

در کتابهاي متعدد معروفي از اهل سنت و در روايات متعدد و فراواني آمده است که پيغمبر(ص) به فاطمه زهرا(س) فرمود:
«ان اللّه يغضب لغضبک و يرضي لرضاک.»
خداوند به خاطر تو خشمگين مي شود و به خاطر رضاي تو راضي.
و نيز در همان کتاب در جاي ديگر مي خوانيم:
پيغمبر فرمود:
«فانما هي فاطمه بضعه مني يريبني ما ارابها و يؤذيني ما آذاها ؛
فاطمه پاره تن من است آنچه او را آزار دهد مرا آزار مي دهد و آنچه او را به زحمت افکند مرا به زحمت مي افکند»
بديهي است علاقه پدر و فرزندي هرگز نمي تواند چنين پديده اي را توجيه کند، زيرا پيغمبر به عنوان «رسول اللّه» چيزي را اراده نمي کند جز آنچه خدا اراده کند و هماهنگي و رضاي فاطمه با خشنودي و رضاي خدا و پيامبر دليلي جز محو اراده او در اراده و خواست خدا ندارد.
اين نکته شايان دقت است که معمولا جمله «فاطمه بضعه مني» به معني فاطمه پاره تن من است تفسير و ترجمه مي کنند، در حالي که در اين جمله سخني از تن در ميان نيست، بلکه مفهوم حديث اين است که فاطمه (س) پاره اي از وجود و هستي پيامبر(ص) است، هم از نظر جسمي و هم روحي، در خود روايات نيز شاهد بر اين معني داريم که به خواست خدا خواهد آمد.

برترين بانوي جهان فاطمه زهرا(س)/ آيت الله مکارم شيرازي http://www.hawzah.net

دوشنبه 20 خرداد 1392 :: 08:28 ::  نويسنده : bakhtiary54

مقام زهرا (س) در بهشت با مقام پيامبر و علي و حسنين(عليهم السلام) يكسان است. يکي از مناقب بي‌بي دو عالم، اشتراك شان با پيامبر اكرم و اميرالمؤمنين و حسنين عليهم السلام است در مقامات و درجاتي كه مخصوص و منحصر مي باشد به پنج تن آل عبا. با دقت در اين دسته روايات كاملاً روشن مي شود كه آنان را مقام و مركزيت خاصي است، و هرگز هيچ بشري را به آن درجات والا راه نيست.
زيد بن ارقم از پيامبر اكرم روايت مي كند كه آن حضرت خطاب به اميرالمؤمنين فرمود:
«يا علي تو و دخترم فاطمه در بهشت در قصر من همنشين من هستيد. سپس پيامبر اكرم اين آيه را تلاوت فرمود: برادرانه بر تخت‌هاي بهشتي روبروي هم مي نشينيد .»
حديث ديگري اميرالمؤمنين عليه السلام مرفوعا از پيامبر اكرم (ص)نقل كرده اند كه رسول اكرم فرمود:
« در بهشت درجه اي است به نام «الوسيله»، هرگاه بخواهيد در هنگام دعا چيزي براي من از خدا بطلبيد، مقام «وسيله» را مسئلت نماييد، گفتند: يا رسول الله چه كساني در اين درجه مخصوص با شما همنشين هستند؟ فرمود: علي، فاطمه، حسن و حسين». اين حديث از دانشمندان عامه نيز در كتب خود ذكر شده است، از جمله سيوطي در كتاب جامع الكبير از حافظ ابن مردويه نقل كرده است.

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=41907

شنبه 18 خرداد 1392 :: 19:54 ::  نويسنده : bakhtiary54

روزي مرد نابينايي با كسب اجازه به محضر حضرت زهرا(س) آمد. حضرت از او فاصله گرفت و خود را پوشانيد، پيامبر اكرم(ص) كه در آن جا حضور داشت از حضرت زهرا(س) پرسيد: «با اين كه اين مرد نابيناست و تو را نمي بيند، چرا خود را پوشاندي»؟ حضرت زهرا(س) در پاسخ فرمود: «اگر او مرا نمي بيند، من كه او را مي بينم، وانگهي او بو را استشمام مي كند». پيامبر(ص) (به نشانه تأييد شيوه و گفتار حضرت زهرا«س») فرمود: «أَشْهَدُ اَنَّكِ بَضْعَةٌ مِنّي؛ گواهي مي دهم كه تو پاره تن من هستي».

اميرمؤمنان علي(ع) فرمود: روزي همراه گروهي در محضر رسول خدا(ص) نشسته بوديم. آن حضرت به ما رو كرد و فرمود: «بهترين كار براي زنان چيست؟» هيچ كدام از حاضران نتوانستند جواب صحيح بدهند. هنگامي كه متفرّق شدند، من به خانه بازگشتم، و همين موضوع را از حضرت زهرا(س) پرسيدم، و ماجراي سؤال پيامبر(ص) و پاسخ صحيح ندادن اصحاب را براي حضرت زهرا(س) تعريف كردم، و گفتم هيچ يك از ما نتوانستيم پاسخ صحيح بدهيم. حضرت زهرا(س) فرمود: ولي من پاسخ به اين سؤال را مي دانم، و آن اين است كه: «خَيْرٌ لِلنِّساءِ اَنْ لايَرِينَ الرِّجالَ وَلايَراهُنَّ الرِّجالُ؛ صلاح زنان در آن است كه آنها مردان نامحرم را نبينند، و مردان نامحرم آنها را نبينند».

 حجاب در اسلام *به معناي پرده نشيني نيست، بلكه به معناي پوششي معقول براي جلوگيري از فساد، و حفظ كرامت زن است.

من به محضر رسول خدا(ص) بازگشتم و عرض كردم: «اي رسول خدا! از ما پرسيدي كه چه كار براي زنان برتر است، پاسخش اين است كه برترين كار براي زنان اين است كه آنها مردان نامحرم را نبينند، و مردان نامحرم آنها را نبينند».

پيامبر(ص) فرمود: «چه كسي به تو چنين خبر داد، تو كه اين جا بودي و پاسخي نگفتي؟» علي(ع) عرض كرد: «فاطمه(س) چنين فرمود».

پيامبر(ص) از اين پاسخ خشنود شد، و سخن فاطمه(س) را پسنديد و به نشانه تأييد او فرمود: «اِنَّ فاطِمَةُ بضْعَةٌ مِنّي؛ همانا فاطمه، پاره تن من است».
مسأله حجاب در سيره حضرت زهرا (س)

حجة الاسلام والمسلمين محمد محمّدي اشتهاردي - http://www.tebyan.net

جمعه 17 خرداد 1392 :: 09:40 ::  نويسنده : bakhtiary54

سه‌شنبه 14 خرداد 1392 :: 16:46 ::  نويسنده : bakhtiary54

از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه: «لم صارت المغرب ثلاث ركعات و اربعا بعدها ليس فيها تقصير في حضر و لا سفر؟»
چرا نماز مغرب سه ركعت است و نافله اش چهار ركعت كه در سفر و حضر تقصير در آن نيست؟ (1)
آن حضرت فرمود: «ان اللَّه عز و جل انزل علي نبيه (ص) لكل صلاة ركعتين في الحضر فاضاف اليها رسول اللَّه (ص) لكل صلاه ركعتين في الحضر و قصر فيها في السفر الا المغرب و الغداه فلما صلي المغرب بلغه مولد فاطمه عليهم السلام فاضاف اليها ركعه شكراللَّه عز و جل فلما ان ولد الحسن عليه السلام اضاف اليها ركعتين شكر اللَّه عز و جل فلما ان ولد الحسين عليه السلام اضاف اليها ركعتين شكر اللَّه عز و جل فقال للذكر مثل حظ الانثيين فتركها علي حالها في الحضر والسفر.» (2)
خداوند تبارك و تعالي همه ي نمازها را بر پيامبر (ص) به صورت دو ركعتي نازل كرد. رسول خدا (ص) (به امر پروردگار) به همه ي نمازها به جز نماز مغرب و نماز صبح دو ركعت اضافه نمودند؛ كه در حضر به صورت تمام و در سفر به طور قصر خوانده شوند.
هنگامي كه رسول خدا (ص) مشغول برپائي نماز مغرب بود. فاطمه (س) به دنيا آمد رسول خدا (ص) به شكرانه ي اين نعمت (و به امر پروردگار) يك ركعت به نماز مغرب اضافه فرمودند. پس چون حسن عليه السلام به دنيا آمد، دو ركعت ديگر (به عنوان نافله) به آن سه ركعت اضافه نمودند و زماني كه حسين عليه السلام به دنيا آمد، به نافله ي مغرب دو ركعت ديگر اضافه فرموده و آن را شكرانه تولد آن حضرت قرار دادند.
1- نماز مسافر را كه از چهار ركعت به دو ركعت شكسته مي شود نماز قصر گفته و اين عمل را تقصير گويند.
2- من لا يحضر الفقيه، ج 1، ص 454. تهذيب، ج 2، ص 113. وسائل الشيعه، ج 4، ص 88. علل الشرايع، ص 324.
http://www.askdin.com/thread12187.html

سه‌شنبه 14 خرداد 1392 :: 16:38 ::  نويسنده : bakhtiary54

اسامي حضرت فاطمه (س): فاطمه، زهرا، بتول، صديقه کبري، مبارکه، طاهره، زکيه، راضيه، محدثه، حصان، حره، سيده، عزرا، حورا، حانيه، منصوره، نوريه، سماويه، مومنه و مطهره.

القاب حضرت زهرا (س)

رشيده ، کامل، شريفه، شرافتمند، حبيبه : دوست و با محبت، محرمه : گرامي و مورد احترام، صابره : پايدار، سليمه: سالم، اهل سازش، بي عيب و نقص، مکرمه : بزرگوار و گرامي، صفيه : برگزيده، عالمه ، انديشمند، عليمه : دانا، سيده : بانو، انسيه حوراء : انسان بهشتي، نوريه: موجودي از حقيقت نوري، حانيه : دلسوز فرزندان،‌ عزرا: دوشيزه، کريمه : بزرگوار، رحيمه : با محبت و مهربان، شهيده : شهيد شده، گواه ، عفيفه : پاکدامن، قانعه: کم توقع .
وجه تسميه حضرت زهرا (س) - http://www.rasekhoon.net/forum/thread/20303/page1/

سه‌شنبه 14 خرداد 1392 :: 16:36 ::  نويسنده : bakhtiary54

نويسنده گان سيره و محدثان اسلامي براي دختر پيامبر لقب هاي زيادي نوشته اند. آنچه از مجموع اين اسامي و القاب يافته مي شود، بزرگي قدر و شخصيت برجسته دختر پيغمبر در ديده پدر و شوهر و مقام ارجمند او در اسلام و ميان مسلمانان است .اين حقيقتي است که پيروان همه مذاهب اسلامي بدان اعتراف دارند.براي همين است که در عموم کتاب هاي شيعه و گاه در کتاب هاي معتبر اهل سنت و جماعت کتاب جداگانه در فضيلت دختر پيغمبر ديده مي شود و يا فصلي را براي روايت هايي که درباره اوست گشوده اند.
علت ناميدن فاطمه
در جلد دهم بحار الانوار از حضرت باقر (ع) نقل است: هنگامي که فاطمه زهرا (س) پا به جهان نهاد خداي متعال فرشته اي را امر فرمود که اين نام (فاطمه) را بر زبان حضرت رسول اکرم (ص) جاري نمايد پس پروردگار جهانيان فرمود: تو را از ناپاکي باز داشتم. آنگاه حضرت باقر(ع) فرمودند: والله خداي تبارک وتعالي اين بانو را از علم مملو ساخت. از دو امام بزرگوار يعني امام رضا و امام جواد (ع) است که فرمود، شنيدم مامون از پدرش رشيد و او از مهدي و او از منصور و او از پدرش و از جدش نقل مي کند که ابن عباس به معاويه گفت: آيا مي داني که چرا فاطمه را فاطمه ناميدند؟ گفت: نمي دانم . ابن عباس گفت: زيرا خداي تعالي وي و شيعيانش را از آتشي در امان داشته و اين سخن، سخن رسول خداست. فتال نيشابوري ضمن حديثي از امام صادق (ع)آورده است که چون از بدي ها بريده شود او را فاطمه ناميدند.
وجه تسميه حضرت زهرا (س) - http://www.rasekhoon.net/forum/thread/20303/page1/

 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران