مذهبی
سلام به وب من خوش آمدید.
سه‌شنبه 14 خرداد 1392 :: 16:32 ::  نويسنده : bakhtiary54

پس فاطمه (س) پاك و پاكيزه فرود آمد، و چون به زمين رسيد، نور او ساطع گرديد، به مرتبه اي كه خانه هاي مكه را روشن گردانيد و در مشرق و مغرب زمين موضعي نماند، مگر آن كه از آن نور روشن شد و ده نفر از حوارالعين به آن خانه در آمدند، و هر يك ابريقي و تشتي از بهشت در دست داشتند، و ابريقهاي ايشان مملو بود از آب كوثر. پس آن زني كه در پيش روي خديجه نشسته بود، جناب فاطمه (س) را برداشت و به آب كوثر غسل داد و دو جامه سفيدي بيرون آورد كه از شير سفيدتر و از مشك و عنبر خوشبوي تر بود، و فاطمه را در يك جامه پيچيد، و جامه ديگر را مقنعه او گردانيد. پس او را به سخن درآورد. فاطمه گفت : اشهد ان لا اله الا الله ، و ان ابي رسول الله سيد الانبياء، و ان بعلي سيد الاوصياء، و ولدي سادة الاسباط؛ گواهي مي دهم به يگانگي خدا و به آن كه پدرم رسول خدا بهترين پيغمبران است ، و شوهرم بهترين اوصياي پيغمبران است ، و فرزندانم بهترين فرزند زاده هاي پيغمبرانند).
پس بر هر يك از آنان سلام كرد و هر يك را به نام ايشان خواند، پس آن زنان شادي كردند، و حوريان بهشت خندان شدند، و يكديگر را بشارت دادند و اهل آسمانها يكديگر را بشارت دادند به ولادت آن سيده زنان عالميان ، در آسمان نور روشني هويدا شد كه پيش تر چنان نوري نديده بودند. پس آن زنان مقدسه با خديجه خطاب كردند و گفتند: بگير اين دختر را، كه طاهر و مطهر است و پاكيزه و بابركت است ، حق تعالي بركت داده است او را و نسل او را.
پس خديجه او را گرفت . شاد و خوشحال پستان در دهانش گذاشت . پس ‍ فاطمه در روزي آن قدر نمو مي كرد كه اطفال ديگر در ماهي نمو كنند و در ماهي آن قدر نمو مي كرد كه اطفال ديگر در سال نمو كنند.

360 داستان از فضايل مصائب و کرامات فاطمه زهرا(س) – عباس عزيزي


 
 

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا